الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

10

الغدير ( فارسي )

بامداد تا هنگام زوال آفتاب ( ظهر ) طول كشيد و عثمان در خانه خود بود و از اجتماع و سخنان اين گروه اطلاعى نداشت ، و عليّ بن ابي طالب در آن ميان خاموش و ساكت بود و نه خودش و نه احدى از كسان و اهل بيتش سخنى نميگفتند ، در نتيجه آن گروه متوجه او شدند و گفتند : يا ابا الحسن چه مانعى هست كه تو نيز سخن بگوئى ؟ فرمود هر يك از افراد دو قبيله سخن گفتند و فضيلتى از خود بيان داشتند و درست هم گفتند ، اكنون من از شما اى گروه قريش و انصار سؤال ميكنم : اين فضيلتها را خداوند بچه وسيله بشما عطا فرمود ؟ آيا منشاء اين فضايل كه به خود نسبت داديد ، در وجود خود شما و قبيله و خاندان شما بوده يا موجبى جز اينها داشته ؟ همگى در پاسخ گفتند : عشيره و خاندانهاى ما منشاء هيچ يك از اين فضايل نبوده‌اند ، بلكه خداى بزرگ بر ما منّت نهاد و اين فضايل را بسبب محمّد صلى اللَّه عليه و آله و عشيره و اهل بيت او بما عطا فرمود ، على عليه السّلام فرمود : راست گفتيد ، اى گروه قريش و انصار آيا نميدانيد كه آنچه از خير دنيا و آخرت نصيب شما گشته فقط از ما اهل البيت است نه غير ما ؟ و همانا پسر عمّم پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : بدرستى كه من و خاندانم نورى بوديم كه در پيشگاه عظمت خداوند نمايان بوديم چهارده هزار سال پيش از آنكه خداى متعال آدم را بيافريند ، پس از آفرينش او اين نور را در صلب او نهاد و او را به زمين فرود آورد ، سپس نور ما منتقل بصلب نوح شد و در كشتى نشست ، سپس منتقل بصلب ابراهيم شد و در آتش افكنده شد ، سپس پيوسته خداى توانا ما را از اصلاب گرامى بارحام پاكيزه منتقل فرمود ، و اين انتقال از پدران و مادران بكيفيتى بود كه همگى از هر ناپاكى و پليدى بدور و منزّه بودند . پس از اين سخنان على عليه السّلام ، آنها كه سبقت و پيشى داشتند و از آنهائى بودند كه بدر و احد را درك نموده بودند گفتند : آرى . ما اين سخنان را از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيده‌ايم ، سپس فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم همگى ميدانيد كه خداى عز و جل در كتاب خود در آيات متعدّد سابق را بر مسبوق مقدم داشته و من در پرستش خداى يگانه و پيروى رسول او سابق و مقدم بوده‌ام ، بطوريكه احدى از اين امّت